اخلاق انتقادی به مثابه بستری برای حسابداری انتقادی
چكیده
دیرزمانی است كه عالمان فلسفه اخلاق در نظریه پردازیهای خود از نگرش و نظریه انتقادی استفاده می كنند . نظریه انتقادی اولین بار توسط مكتب فرانكفورت بعنوان بنیانگذاران آن بكار گرفته شد پس از آن، این نظریه در سایر رشته های تخصصی علوم اجتماعی اعم از جامعه شناسی، اقتصاد، روان شناسی و حسا بداری مورد استفاده واقع گردید.
در دوران حاضر رهگیری بكارگیری اخلاق انتقادی ، در مطالعات دو تن از متفكران فلسفه شامل یورگن هابرماس بعنوان متفكر مدرنیته و میشل فوكو بعنوان متفكر پسامدرن می توان ردیابی نمود.
این مقاله با بررسی اخلاق هابرماسی و اخلاق فوكویی،اخلاق انتقادی را مورد شناسایی قرار داده و با بررسی تأثیر اخلاق انتقادی بر قضاوت حرفه ای فرد، ارتباط آن را با حسابداری انتقادی مورد كنكاش قرار می دهد .و آنرا بعنوان راه حلی برای برون رفت از مسائل و مشكلات اخلاقی حرفه حسابداری مطرح می نماید.یافته های م طالعه این امر را تایید نموده است.
واژهای كلیدی: محافظه كاری اخلاق، اخلاق انتقادی، نظریه انتقادی، حسابداری انتقادی.
مقدمه
زوال تدریجی اصول اخلاقی كه گریبان شركتهای ، بزرگی همچون انرون 1، اندرسون 2، ورلدكام 3، آدلفیا 4 گلوبال كراسینگ 5،كوئیست 6 و غیره را گرفته،خسارات وحشتناكی به جامعه تجاری وارد ساخته است.كه اهم آنها را می توان بشرح زیر دانست:
نابودی برخی از شركتهای بزرگ دنیا ودرپی آن از بین رفتن ثروت سهامداران؛
بیكاری ناگهانی صدها هزار مردم بدون اطلاع قبلی و بدون پرداخت پاداش پایان خدمت؛
از دست رفتن اطمینان به اطلاعات مالی منتشر شده شركتها؛
از دست رفتن اطمینان در مورد بازارهای سرمایه .( (كوپلند، 2006
وقتی شكستهای مالی و انسانی را درجامعه مورد بررسی قرار می دهیم و در جستجوی آن هستیم در می یابیم چه چیزی اشتباه بوده است،متوجه می شویم تنها وجه مشترك این شكستها،رفتار غیر اخلاقی و نقض اخلاق بوده است.
حال سئوال این است كه اگر قسمت عمده ای از مشكلات حرفه ناشی از بحرانهای اخلاقی می باشد، راه حل كدام است؟و برای اعتلاء رفتار حرفه ای چه باید كرد؟
همانگونه كه نتایج پژوهش اعتمادی، دیلمی 1388 ) نشان می دهد، برای حرفه حساس حسابداری ) كه مبتنی بر جلب اعتماد سرمایه گذاران و مالكان شركت است،علاوه بر تبحر در كار،دیدگاه اخلاقی مناسب نیز با اهمیت است.از اینرو شاید بهتر باشد برنامه ریزی دقیق تری برای تدوین برنامه ها و مباحث درسی اخلاقی به دانشجویان حسابداری در نظر گرفته شود.
2005 )فاصله بین انتظارات ) فیشر ،سوانسون 7 جامعه از حرفه حسابداری و عملكرد واقعی حرفه حسابداری بین دهه 1980 و دهه اول قرن بیستم به شكل زیر ارائه داده اند كه نشان دهنده افزایش این فاصله می باشد.
نگارندگان این مقاله اعتقاد دارند برای حل مشكلات اخلاقی ابتدا می بایست به شناخت دست یافت ،یعنی با بررسی تئوریهای اخلاقی موجود و شناسایی مزایا و معایب هریك،بهترین و مناسبترین تئوری را گزینش نمود و سپس با شناخت لازم ،راه حل مناسب را نیز پیشنهاد داد.
برهمین اساس این مقاله با بررسی اخلاق نزد دوتن از و فیلسو فان مدرنیته (یورگن هابرماس 8) و پست مدرنیته(میشل فوكو 9)سعی دارد اخلاق را در جهان معاصر مورد مطالعه قرار داده و با نقد اخلاق فوكویی و طرح اخلاق نزد هابرماس و ریشه یابی آن در حسابداری انتقادی ،آن را بعنوان طرحی برای حل بحران های اخلاقی در حرفه حسابدار پیشنهاد نماید.
روش شناسی تحقیق
روش تحقیق حاضر، روش شناخت تاریخی در چارچوب مطالعات كتابخانه ای و از نوع پژوهشهای تئوریك و نظری و مبتنی بر پیشینه تحقیقات مرتبط با موضوع می باشد.هدف تحقیق ارائه الگویی مفهومی و چارچوبی نظری برای تبیین ح سابداری انتقادی بر بستر اخلاق انتقادی می باشد.
تبیین تئوریك مطالعات
ریشه كلمه اخلاق از كلمه یونانی خلقیات می باشد كه مفهوم آن خصایص و رفتار افراد می .( باشد(نورسس، 2004
تعاریف مختلفی از اخلاق آمده است از جمله آن چه بایستی انجام » صرافی زاده( 1383 ) اخلاق ر ا ( و فخری ( 1991 «. دهند و آنچه باید از آن بپرهیزند معتقد است كه اخلاق یك رشته هنجاری است كه تجویز می كند افراد باید چه كارهایی را انجام دهند و از چه كارهایی اجتناب ورزند.
2001 )اخلاق عبارتست از تعریف ) هارت ویك 10 فردی از چیزی كه خوب یا راست است می داند و مابری 11 اخلاق را به معنی رفتار درست و مطالعه آن می داند، بنابراین اصول اخلاقی عبارتست از قواعدی برای رفتار درست. در فرهنگ لغت آكسفورد به استناد 2003 )،اخلاقیات عبارتست از ) تحقیق هوربنای 12 اصول اخلاقی كه رفتار فرد را كنترل می كند و یا برآن تاثیر می گذارد.علاوه بر این ،شاخه ای از فلسفه است كه با اصول اخلاقی سرو كار دارد همچنین مپز 13 1988 ). اخلاق همان مطالعه فلسفی رفتار انسان است. )
تعریف اخلاق در تجارت مبتنی بر نوع تعریفی می ، باشدكه در قالب فعالیتهای تجاری جای گیرد.استینر 14 اخلاقیات تجاری را بعنوان رفتاری كه منصفانه و درست است،فراتر از پایبندی به قوانین و مقررات (1995) است تعریف می كند . بنظر مارسلا 15 شركتها....مسئولیتهای اخلاقی دارند كه ضرورتاً موضوعات قانونی نیستند و نیز ضرورتاً همانند قوانین اخلاقی شخصی كه آنها را اجرا می كنند نمی باشند .
اینها ممكن است درونی باشد(مثل موضوعات تصمیم گیری مرتبط با سهامداران، مشتریان، كارمندان ، اعتبار دهندگان و متصدیان امور) یا بیرونی (مثل موضوعات اثرگذار بر منافع اجتماعات، رقبا، دولت و جامعه). 1988 )در مقاله ای استدلال می كند كه ) نورین 16 رفتار اخلاقی می تواند رفاه اقتصادی را به حداكثر برساند.او بر تئوری اخلاقی سودمندی عمومی تاكید می كند و نتیجه می گیرد كه مبادلات اقتصادی كارا با رعایت داوطلبانه مجموعه ای از قواعد رفتاری تسهیل می شود.
1984 و 1971 )در مقالاتی آیین رفتار ) لوئب 17 حرفه ای را وسیله ای برای تشویق و توصیف رفتار اخلاقی معرفی می كند.
1999 )در مطالعه ای دیدگاههای ) آیرس و گوش 18 موجود در زمینه رفتار اخلاقی در حسابداری را بررسی و آیین رفتار حرفه ای را بعنوان یكی از ابزارهای موجود برای وادار ساختن افراد و سازمانها به رفتار حرفه ای اخلاقی معرفی كرده اند.
1996 )در تحقیقی بیان داشته است كه ) فلمینگ 19 هرچند انتظار می رود حسابرسان اخلاق حرفه ای را در حد بالایی رعایت كنند،با این حال مشاهدات تجربی او نشان داده است كه آنها اخلاق را در حد متوسط رعایت می كنند .وی فاصله میان انتظار و واقعیت را معلول ناكافی بودن آموزش می داند. 2003 ) آیین رفتار حرفه ای را ابز اری ) ولایوتام 20 سنتی برای اطمینان دادن به مردم و مشتریان درباره مسئولیت پذیری،رفتار اخلاقی ودر نتیجه حفظ آبروی حرفه می داند.وی استدلال می كند كه آیین رفتار حرفه ای حسابداران از تاكید بر مسئولیت پذیری اخلاقی برای حفظ منافع عمومی به سمت تاكید بر مشخصات فنی یك محصول یا خدمت حركت كرده است.ولایوتام جایگزینی"دیدگاه درست و منصفانه " با "رعایت استانداردهای حسابداری "را عامل اصلی این تغیییر در آیین رفتار حرفه ای می داند. مدرس و رفیعی( 1387 )پژوهشی را تحت عنوان رعایت آیین رفتار حرفه ای توسط حسابرسان و ضمانت اجرایی آن در ایران انجام دادند كه به بررسی موضوع ابعاد ویژگیهای توصیفی پاسخ دهندگان(شامل جنس،سن و گروههای حرفه ای ) پرداختند.آنان معتقدند كه درایران با وجود تدوین آیین رفتار حرفه ای توسط حسابرسی در سال 1377 و نیز آیین رفتار حرفه ای جامعه حسابداران رسمی ایران، لازم الاجرا از سال 1382 بنظر می رسد حسابرسان آگاهی كافی از این اصول ندارند و این احكام نیز ضمانت اجرایی كافی ندارند.
تئوریهای مرتبط با اخلاق
است این گفته ارسطو « حیوانی سیاسی » انسان 322-384 ق . م) است درباره انسان نزدیك به دو ) هزار و سیصد سال پیش. مقصود ارسطو از بی ان این مطلب این بود كه آدمی تنها در جامعه سازمان یافته حیوان » انسان است . همچنین، می توان انسان را نامید . زیرا وی بی آنكه توجیه و تبیینی « اخلاقی مناسب برای چند و چون اعمال و رفتار خود بیابد، نه می تواند زندگی كند و نه می تواند آگاهانه عمل كند .
او پیوسته می كوشد توضیح دهد كه آنچه می كند و شیوه هایی كه برای دستیابی به هدفش برمی گزیند درست و برحق است. یك شیوه رفتاری در نظر او خوب یا مناسب است و شیوه دیگر متضاد با آن، نامناسب یا بد هیچ جاندار دیگری این توانایی را ندارد كه داوری اخلاقی كند.بر اساس تحقیقات سلزام 21 1375 )علم اخلاق به درستی از زمانی آغاز می شود ) كه انسان به جستجوی زمینه معقولی برای قوانین پذیرفته شده رفتار برآمد . زیرا دیگر نمی توانست قوانین كه صرفا از نظر سنتی مقدس بودند پیروی كند.و دان شهای ناظر به اخلاق شامل اخلاق توصیفی 22 ، اخلاق هنجاری 23 و اخلاق انتقادی می باشد.
اخلاق توصیفی عبارتست از تحقیقی تجربی - توصیفی, علمی –تاریخی از نوع تحقیقاتی كه انسان شناسان, مورخان، روان شناسان و جامعه شناسان در زمینه های اخلاقی انجام می دهند ، هدف اخلاق توصیفی، توصیف یا تبیین نظامها و اصول اخلاقی موجود از سوی افراد وجوامع و از رهگذار آن دستیابی به نظریه ای در باب سرشت اخلاقی انسان است . در این علم، اصول اخلاقی مورد قبول یك شخص یا گروه و مكتب، توصیف و تبیین می شود.
اخلاق هنجاری، حاوی گزاره های ناب اخلاقی « باید راست گفت » یا « راستگویی خوب است » مانند بوده و وظیفه آن اثبات این گزاره هاست نتیجه تحقیق در این نوع اخلاق، فراهم آوردن اصول و احكام اخلاقی است و گزاره های آن توصیه و ترغیب یا نهی و منعی اخلاقی را در بر دارند و از مخاطب، عمل به آن را طلب می كند.
فنایی( 1380 ) معتقد است اخلاق انتقادی، اولاً و با لذات نه شامل تحقیقات و نظریات تجربی و تاریخی است، از آن گونه كه كه در اخلاق توصیفی مورد نظر است و نه به صدور احكام اخلاقی یا دفاع از آنها می پردازد آنچنان كه در اخلاق دستوری مطلوب است. آنچه در این نوع اخلاق مورد بررسی قرار می گیرد مسائل منطقی، معرفت شناسی و معنا شناختی ای است كه در مجموع، مبادی تصوری و تصدیقی اخلاق را فراهم می آورد و معیارهای لازم را برای فقد اخلاق دستوری در اختیار می نهند . 2007 ) ارتباط بین انواع تئوریهای اخلاقی ) گافكین 24 به شكل زیر ارائه می كند:
فلسفه اخلاق
نسبی گرایی اخلاق پست مدرن
اخلاق دستوری
فرا اخلاق
تئوریهای وظیفه گرا
تئوریهای نتیجه گرا
عمل وظیفه گرا
قاعده وظیفه گرا
عمل فایده گرایی
قواعد فایده گرایی
وظیفه گرایان معتقدند كارهای صواب الزاما " كارهایی نیستند كه مستقیم یا غیرمستقیم بیشترین خیر را برای خود انسان یا كل جامعه به وجود می آورند بلكه ملاحظات دیگری نیز وجود دارد كه اهمیت بیشتری داشته وبرای سنجیدن ارزش اخلاقی یك فعل باید به آنها توجه كرد. یك عمل یا قاعده می تواند اخلاقاً درست یا الزامی باشد و در عین حال نه تنها بیشترین غلبه خیر بر شر را برای خود شخص یا جهان در پی نداشته باشد؛ بلكه حتی ممكن است باعث متضرر شدن عدة بی شماری نیز بشود . كانت 25 می گوید: اگر دشمن یك ملت از شما سوالی بپرسد كه با پاسخ درست ممكن است باعث قتل عام آن ملت شوید شما حق ندارید دروغ بگویید چرا كه دروغ گفتن یك عمل ضداخلاقی است وهیچ غایتی نمی تواند زشتی آن را از بین ببرد. پس یك عمل یا قاعدة اخلاقی می تواند صرفا به دلیل واقعیت دیگری كه مربوط به آن است یا به دلیل طبیعت خودش درست یا الزامی باشد.
او معتقد است وقتی عملی با انگیزه اطاعت عقل انجام پذیرد دارای ارزش اخلاقی خواهد بود ودر غیر این صورت، و با هر انگیزه دیگری كه صورت پذیرد به هیچ وجه ارزش اخلاقی ندارد ، حال این انگیزه، تحصیل كمال و سعادت اخروی باشد یا یك امر دیگر. خلاصه اینكه، كار اخلاقی آن است كه بدون هیچ چشم داشتی وصرفاً به خاطر حكم عقل انجام شود.
براساس این تئوری آن چه كه باید ملاك انجام یك عمل قرار گیرد قاعد ه وظیفه می باشد. به نظر كانت یك انسان باید فقط برای انجام وظیفه عملی را انجام دهد یا از انجام آن سرباز زند. یكی از نظرات معروف كانت این است كه با انسان به گونه ای رفتار كن كه او را نه یك وسیله بلكه یك غایت می پنداری . بنابراین برای مثال چنانچه قائل به رعایت این اصل باشیم در تحقیقات بر روی انسان نمی توان به این دلیل كه نتایج حاصل از یك تحقیق می تواند جان تعداد زیادی از افراد را در آینده نجات دهد، جان انسانی را به خط ر انداخت و از او استفاد هی ابزاری نمود.
تئوری فایده گرا جزو تئوری های پیامدگرا محسوب می گردد، بدین مفهوم كه درستی یا نادرستی یك عمل با توجه به نتیجه ی حاصل از آن ارزیابی می شود. در این تئوری تعادل بین نتایج خوب حاصل از عمل و نیز نتایج بد حاصل از آن ملاك خوبی یا بدی آن عمل می باشد. بنابراین یك عمل خوب عملی است كه تحت هر شرایطی نتیجه ی نهایی حاصل از آن خوب باشد .
در تئوری فایده گرا تنها اصل اخلاقی مد نظر اصل فایده 27 می باشد . از آن جایی كه این تئوری تأكید دارد كه افراد باید در انجام یك كار همیشه موجب افزایش ارزش های مثبت و كاهش آسیب (نتایج منفی ) شوند در نظر اول بسیار متقاعد كننده می باشد.
اخلاقیات پست مدرن (فوكو)
محمد پور( 1389 )، عنوان می كند كه به اعتقاد ، بسیاری از متفكران پست مدرن از جمله لیوتار 28 مهمترین ویژگی تفكر پست مدرن نفی فراروایت 29 است مقصود از فراروایت اعتقاد به اصول و مبانی جهان شمول و عامی می باشد كه برای همه انسانها در همه زمانها و مكانها ثابت و جاودانه است فوكو بحث اخلاق را در رویارویی با مقاله كانت تحت عنوان"روشنگری چیست"آغاز می كند هرچند كانت از یك اخلاق جانشمول سخن می راند و به غایت از آن دفاع می كند ،اما دائماً تاكید می كند كه ما برای آنكه بتوانیم زندگی كنیم باید ساختارهای كهنه را بشكنانیم و بسوی ساختارهای نو پیش رویم .فوكو از همین نكته سود می جوید تا به نحوی از انحاء بگوید كه قاعده اخلاقی جهانشمول را نمی پذیرد.او به هیچ وجه رعایت قاعده اخلاقی خاص را شایسته نمی داند،در عوض معتقد است كه ما به مثابه سوژگان اجتماعی، باید اخلاق خودمان را خلق كنیم. مك فیل 30 2009 )، سئوال فوكو در اخلاق را بدین صورت ) مطرح می كند كه چگونه افراد فاعل (سوژه ) اخلاق می شوند؟ یا به بیانی دقیقتر چگونه اخلاق خود فهمی بوجود می آید؟ این نوع تفكر بر برداشت شخصی از وضعیتهای اخلاقی تمركز دارد . نخستین كانون توجه فوكو، اعمال، رفتار، قواعد و نهادهایی بود كه شكل دهنده و تعیین كننده آن اعمال و رفتار بود وی نشان داد كه معرفت و انسانیت، فاقد ذات هستند و ادعا كرد كه تغییرات و تبدیلات در میان این شكل ها از انگیزه عقلانی نشأت نمی گیرد. علاوه بر این، وی ادعا می كند كه قدرت سیاسی، شكل زندگی مردم را پدید می آورد، نه این كه صرفا از اعمال خاصی جلوگیری می كند، ولی افراد انسانی را همچون آلت دستی در شبكه های معرفت، عادت و قدرت تصویر می كند.
2006 )، ابعاد چهارگانه ای را برای اخلاق ) كیتز 31 بنابه اعتقاد فوكو متصور است.
فعالیت خودنظم 32 : فعالیتی است كه بر مبنای آن نفس خود را تشكیل می دهد،دراین راستا صداقت و میانجی هایی كه فرد با تمسك به آنها خود را می پیراید مهم است.
غایت 33 : هدف از اخلاق یا نیت اخلاقی می باشد،بدین معنا كه عمل اخلاقی از ما سر می زند به نوعی بدل به آن می شویم.
ذات اخلاقی 34 : بر كیفیت ساخت اخلاق تاكید دارد.
نحوه سوژه شدن 35 : قائل به این نكته است كه چگونه سوژه ها توسط ابژه های گوناگون طبقه بندی می شوند.
پركز ( 2003 ) عنوان می كند كه فوكو از اصطلاح خود نظمی استفاده می كند تا نشان دهد قدرت خود نظمی باعث می شود انسان اعمال خود را قانونمند نماید.این قدرت هم در سطح فردی قابل تعریف است و هم در سطح گروهی.
فوكو علاقمند است كه بداند كه چگونه افراد عملاً از روشهای قدرت برای سلطه بر دیگران استفاده می كنند.قدرت را می توان "توانایی اعمال كنترل – به هر طریق ممكن- بوسیله فرد یا گروهی نسبت به دیگران"تعریف نمود.
به بیانی ساده تر ما می توانیم اعمال قدرت را اینگونه ملاحظه نماییم كه الف تا آن میزان قدرتمند است كه بتواند ب را مجبور به انجام كاری كند ،در حالیكه اگر الف نبود اینكار بوسیله ب انجام نمی شد.قدرت حسابداران و حسابداری اینگونه در خور بررسی است ودر بسیاری موارد دخالت حسابداران و حسابداری در اعمال قدرت محسوس است، برای مثال استانداردهای حسابداری است كه ضوابط سرمایه ای تلقی كردن برخی از هزینه های مالی و تحقیق و توسعه را تبیین می كند .در این موارد كه كشمكشها آشكار است و می توان یك طرف را ثبت به طرف دیگر برنده داشت،كاربرد اعمال ثروت مشاهده می شود.
دومین ویژگی مفهوم اخلاق نزد فوكو غ ایت محسوب می شود، مربوط به نوعی از افراد است وقتی كه ما خودمان را نظم می دهیم دوست داریم به منظور رفتار اخلاقی همانند آنها شویم گفته می شود.
سومین ویژگی در مفهوم اخلاق فوكو، ذات اخلاقی است. این ویژگی برمیگردد به زندگی روزمره ما كه دائماً در تمام اوقات روز انه در مواجهه با رخدادهای متفاوت در گیر قضاوت اخلاقی هستیم .در حسابداری نیز بعنوان یك رشته علمی دائماً در گیر ملاحظات اخلاقی می باشد .این عاملی است كه متاسفانه بسیاری از دانشجویان حسابداری آگاهی كمتری ازآن دارند مطالعات عملی در این زمینه نشان داده است كه د انشجویان شناختی موضوعات مسئولیت اجتماعی را درابطه با حرفه ندارند،آنها اكثراً فكر می كنند حسابداری فعالیتی تكنیكی و غیر اخلاقی است.
نهایتاً فوكو مفهوم نحوه سوژه شدن اخلاقی را برای شناسایی تعهدات اخلاقی ارائه می نماید . در حسابداری منشاء اولیه مسئولیتهای اخلاق ی از طریق استدلال و تحلیل اقتصادی می باشد.همچنین ساختار و نگهداشت سوژه ها ی اخلاقی فردی حسابداران. همانگونه كه ملاحظه می شود فوكو با تاكید بر اصطلاح قدرت كه در كتابهای مختلف خود اعم از مراقبت و تنبیه،تاریخ جنون و غیره اشاره نموده است خاصیت اخلاق را نسبی می داندو ساختار اخلاق را بعنوان سوژه ای كه هر فرد تلقی می كند ارائه می دهد.ارائه این دیدگاه بعنوان اخلاق حسابداری باعث نادیده گرفتن اصول و قوانین عمومی حرفه ای شدن و نوعی آنارشسیم اخلاقی را كه متكی بر ایجاد قدرت می باشد بوجود خواهد آورد.هممچنین براین اساس حسابداری شبكه ای از فناوریهایی خواهد بود كه با بكارگیری دانش ،افراد را دستمایه قدرت ساخته و گزارشات مالی به نفع گروهی خاص تدوین گردد و مباحث مدیریت سود به صورت سیلی بوجود آید.
اخلاقیات مدرن(هابرماس)
هابرماس ( 1990 ) یك دیدگاه كاملا متفاوتی از دیدگاه فوكو ارائه می كند. كنار هم قراردادن این دو تفكرات كمك می كند به روشنگری بیشتر یك بحث عمیق بین دانشگاهیان درباره امكان اشكال اخلاقی حسابداری .
از نظر هابر ماس مدرنیته را باید در متن تقسیم بندی جوامع مدرن،به دو عنصر مولفه اش یعنی سیستم و زیست جهان درك كرد .سیستم بر مبنای منطق تكنوكراتیك و عقلانیت ابزاری عمل می كند در حالیكه زیست جهان ساخت كنش ارتباطی است كه هدف آن رسیدن به وفاق اجتماعی می باشد .منطق تكنوكراتیك و عقلانیت ابزاری درست در نقطه مقابل كنش ارتباطی 36 است . احمدی( 1387 ) عنوان می كند كه نظریه هابر ماس در مورد جامعه در اساس خود اخلاقی است.یعنی نیازمند "اخلاق ارتباط و همراه كنش ارتباطی است . نوذری( 1386 ) بیان می كند كه هابر ماس معتقد است فرآیند توسعه اخلاقی را نمی توان تا سطح فرآیند توسعه تولید و صنعت تنزل داد . بنظر وی نیاز بوجود نظم در میان دولتها و ملل مختلف و جوامع سیاسی به اندازه تاثیر بر روند تكامل اخلاق انسانها حائز اهمیت است.
بر اساس تحقیقات لارنس ( 1386 ) هابرماس به این عامل می پردازد كه چگونه می توانیم بهترین تصمیم را در جامعه بگیریم؟ تمركز بر نقش جامعه در مشخص كردن یك گفتگو مناسب با عمل بسیار مهم است. ها بر ماس همچون كانت،بحث خود را به موضوع رفتار درست محدود می كند،اعتبار اوامر هنجاری را اثبات می كند و عقل عملی را از عقل نظری جدا می كند.هابرماس در فلسفه اخلاق شناخت گراست،زیرا به اعتقاد وی دستورات اخلاقی قابل توجیه عقلی اند،و نیز صورت گراست،زیرا مشخص نمی كند كه چه معیارهایی قابل توجیه هستند،بلكه صرفاً شیوه ای برا ی تعیین آنها ارائه می دهد .شیوه پیشنهادی او مبتنی بر چهار مفهوم می باشد:
اصل هوشمندی یا خردمندانه بیان شدن نكته ها
اصل حقیقت
اصل عدالت
اصل صحت و درستی
مشخصه مهم در آثار هابر ماس، بویژه در نوشته های اخیر، تاكید اوست بر اهمیت هدف اخلاقی.
به همین دلیل او به روش هرمنوتیك و تاویل دست 2001 ) بیان می كند هرمنوتیك 38 ) می یازد. پیوزی 37 شاخه ای از رشته های دانشگاهی است كه منحصراً به تفسیر متن ها و ساخته های فرهنگی می پردازد .
هرمنوتیك می آموزد كه معنی را به معنی دقیق آن،"تنها از درون به بیرون"می توان فهم كرد و مفسر ،تنها در مقام یك شركت كننده واقعی در فرآیند رسیدن به تفاهم بین آنها كه بلاواسطه در گیرند،می تواند این معنا یا بیان نمادین راروشن سازد.
طاهری ( 1374 )معتقد است كه حسابداری با چالشی كه درگیر آنست تنگنای مفاهیم آن می باشد.بسیاری از معانی و مفاهیم در حسابداری از اقتصاد عاریه گرفته شده است .
حسابداری نتوانسته است بخوبی از مفاهیم كمی استفاده كند،علت اساسی نیز مشكلاتی است كه در فرآیند اندازه گیری در این رشته وجود دارد.شاید بتوان گفت یك معنا و مفهوم ذاتی در حسابداری كه با توجه به اهداف حسابداری توسط حسابداران ایجاد و مورد استفاده قرار گرفته است و متعلق به دیگر رشته های علمی نیست مفهوم "سود انباشته 39 "است ، اما مفهوم هزینه فرصت از دست رفته كه در حسابداری مدیریت در تئوری تصمیم گیری مورد استفاده قرار می گیرد یك معنا و مفهوم عاریه ای از اقتصاد می (1941) باشد(طاهری، 1374 ).در حسابداری اسكات 40 حقیقت را بعنوان صورتهای مالی دقیق و حقیقی (بدون اینكه علایمی گمراه كننده مخابره كند)می داند.
2000 ) بیان می كند كه در حسابداری ) بلكویی 41 كاربرد تئوری عدالت(یعنی توزیع برابر همه كالاها و خدمات اقتصادی ) بیانگر این است كه همه سازمانها،مستلزم انتخاب نوعی نظام حسابداری است كه در نهایت راه حل هایی را ارائه نماید كه بی طرفانه، مطلوب و از دیدگاه اجتماعی منصفانه باشند. ثانیاً این نظریه موید گسترش نقش حسابداری است كه در نتیجه اقدام به ایجاد نهادهای مبتنی بر عدل می نماید. چهارمین اصل هابرماس صحت و درستی است .
هابرماس صحت و درستی را در رعایت انصاف كه ناشی از كنش ارتباطی است می بیند .درحسابداری رعایت انصاف نشان دهنده مسیر ی است كه دامنه استفاده كنندگان صورتهای مالی را از اعتباردهنگان به سهامداران گسترش می دهد.
سون، چای و فون ( 2003 )در پژوهشی بیان می كنند كه هابر ماس بر این باور است كه اخلاق اجتماعی هم از حقوق و هویت افراد محافظت می كند و هم به منافع عمومی و به رسمیت شناخته شده از سوی همگان،دست می یابد. هگل درصدد بود تا بو سنتی میان فرد و جامعه را از میان بردارد و هابرماس به گمان خود به هدف هگل جامه عمل پوشانده است.زیرا فرآیند ارتباط ،افراد را به ساحتی ورای چشم اندازهای خصوصی و شخصی آنان می كشاند.
این نكته در نظرات هابرماس را می توان در جوامع اسلامی در نظر گرفت كه با توجه به نوع آیین خود اصول اخلاقی را پیاده نمایند كه با شریعت انان نیز هم خوان باشد . همچنانكه در اصول اخلاقی اسلامی حسابداری هابرماس به سود هیچ معیار ذاتی استدلال نمی كند و این امر را به جوامعی كه درگیر ارتباط عملی اند،واگذار می كند.نیز موضوعاتی مانند عدم پذیرش فایده گرایی و منفعت طلبی و پایبندی به شریعت،حكم الهی،حصول رستگاری و مكاشفه معنوی مطرح می باشد.
ارتباط اخلاق انتقادی با حسابداری انتقادی
همانگونه كه ملاحظه می شود اخلاق انتقادی مبتنی بر نگرش هابرماس با نقد و به چالش كشیدن اخلاق كانتی كه بر شمولیت اصول اخلاقی تاكید داشته است ،وبا ابزار كنش ارتباطی كه منبعث از ایجاد زبان مشترك می باشد،سعی در حل بحرانهای اخلاقی نموده است.این نگرش در حسابداری بعنوان بستری برای ایجاد حسابداری انتقادی محسوب می گردد،كه بدنبال جلب توجه به سمت نقاطی هستند كه به سبب روزمرگی و تكرار مشروع جلوه نموده اند بعلاوه با به چالش كشیدن عینیت در حسابداری و با تاكید بر نقش پاسخگویی مدیریت،حسابداری را از یك نقش منفعل به نقشی پویا و موثر كه در پی تحلیلهای مدیریتی و افشاء اقلام انتقادی در صورتهای مالی می باشد رهنمون می سازد.
متسیچ ( 1995 )با اشاره به نوشته های بلكویی و دیگران در حسابداری سه بحران را بشرح زیر شناسایی نموده است:
بحران قانونی و اجتماعی
بحران اخلاقی و روحی
بحران دانشگاهی ومراجع علمی
او با مطرح نمودن بحران اخلاقی بوجود آمده در حسابداری ،جای خالی اخلاق را در این رشته علمی مورد تاكید قرار داده و بر نقش مسئولیت پاسخگویی حسابداری تصریح می نماید.
بنا به مقاله پژوهشی ثقفی ،صیدی ( 1382 )متسیچ تلاش می كند تا در جهت تركیب دو گروه متضاد از تفكر حسابداری در عرصه دانشگاه و جامعه شامل نقطه نظر انتقادی- تفسیری و نظریه اثباتی حسابداری، و در نهایت روش هنجاری – مشروط راه پیشنهاد می دهد.طالب نیا،گودرزی ( 1388 )در مقاله ای پژوهشی عنوان می كنند كه تئوری پیشنهادی متسیچ با تئوری دستوری متمایز بوده و نگرش كاربردی را نیز در بردارد.
سرلك ( 1387 ) معتقد است كه هدف اصلی و اساسی حسابداری ارائه اطلاعات درباره امور اقتصادی یك شخص یا سازمان در قالب صورت ها و گزارش های مالی می باشد . این اطلاعات جهت تصمیم گیری مدیران ، مالكان ، دولت ، اتحادیه ها ، اعتباردهندگان، عرضه كنندگان كالا و كاركنان شركت مورد استفاده قرار می گیرد . قابل ذكر است كه با پیچیده تر و قانونمندتر شدن اقتصاد ، دامنه استفاده كنندگان از اطلاعات مذكور افزایش یافته است.
( بنابراین براساس تحقیقات مك كلانیك ( 2001 برجستگی متمایز حرفه حسابداری، پذیرش مسئولیت نسبت به عموم است . انتظارات جامعه از اهل این حرفه بسیار است و مردم باید كیفیت خدمات پیچیده ارائه شده توسط حرفه حسابداری تا زمانی میسر است كه حسابداران حرفه ای ،خدمات خود را در سطحی ارائه كنندكه شایسته اعتماد جامعه باشد واز اینرو خدمات حرفه حسابداری باید در بالاترین سطح ممكن و با رعایت ضوابطی ارائه شود كه تداوم این خدمات را با كیفیت مناسب تضمین كند.
در تحقیق رویایی ، رهنمای رودپشتی و جباری ( 1388 ) مبتنی بر پژوهش گوثورپ و بلاك ( 1998 ) یك تعریف محدود و یك تعریف گسترده از اخلاق حسابداری ارائه داده اند.تعریف محدود اخلاق حسابداری،بعنوان دیدگاهی است كه از آیین رفتار حرفه ای مجامع حرفه ای برگرفته شده است و تعریف گسترده اخلاق حسابداری فراتر ازآیین رفتار حرفه ای بوده و صرفاً به بایدها و نبایدهای خاصی اشاره نمی كند، بلكه دامنه گسترده ای از تصمیم گیریهای اخلاقی و تصمیم گیری های مربوط به انتخاب روش ها و سیاس تگذاریها را در حسابداری شامل می شود. غایت حسابداری ارائه صورت ها و گزارشات مالی برای تصمیم گیری ذینفعان می باشد. اما واقعاً هدف نهایی حسابداری هم این است؟
مادامی كه گزارشات مالی ارائه شده حسابداری دارای كیفیت نباشد نمی تواند غایت اخلاقی خود را كه كارآیی و افزایش ثروت سهامداران است را برآورده نماید برهمین اساس می توان غایت حسابداری را ایفای وظیفه مباشرت و پاسخگویی دانست
نتیجه گیری
نظریه انتقادی در معنی دقیق كلمه، عبارت است از پروژه ای بین رشته ای كه توسط هوركهایمر اعلام گردید و از سوی اعضای مكتب فرانكفورت و جانشینان آنها (در حال حاضر یورگن هابرماس) بكارگرفته شد. مطابق با این نظریه مهمترین آرمان پروژه روشنگری یعنی بر پایی جامعه مدنی را می توان از طریق اعمال پژوهش های اجتماعی بر نظریه تحول ( تحقق بخشید . رهنمای رود پشتی،گودرزی ( 1389 معتقدند، نظریه انتقادی در معنای نه چندان دقیقتر ، در حال حاضر اصطلاح عامتری است كه در سایه آن پروژه های تحقیقاتی در علوم اجتماعی و علوم انسانی سعی دارد تا بین نظریه حقیقت و كاربست سیاسی وحدت ایجاد نموده و آن دو را با هم متحد سازد. دیگان ( 2005 ) عنوان می كند كه با بكارگیری تئوری انتقادی در حسابداری، حسابداری انتقادی بوجود آمده است .
حسابداری انتقادی به رویكردی در حسابداری اشاره دارد كه پرسشی فراتر از بكارگیری روش خاص در حسابداری را مطرح می سازد،نظریه پردازان حسابداری انتقادی بدنبال جلب توجه به سوی نقاطی هستند كه به سبب روزمره گی و تكرار، مشروع جلوه نموده اند، بعلاوه آنان عینیت و بی طرفی حسابداری را زیر سئوال برده و بیان می كنند كه تاكنون حسابداری از نظامهای اجتماعی تحت كنترل دولت حمایت نموده است.
با توجه به یافته های مطالعه،حسابداری انتقادی با تمركز بر تضادهاو ناسازگاریها سعی در تقویت حسابداری دارد بر همین اساس لازمه اصلی حسابداری انتقادی،اخلاق انتقادی است كه لازمه اولیه حسابداری انتقادی است.
با توجه به اینكه حسابداری انتقادی با دیدگاه یكی از متفكران كنونی آن ،یعنی یورگن هابرماس قابل شناسایی می باشد و اونیز با تاكید بر نقش كنش ارتباطی سعی در حل مشكلات معرفتی جهان نوین دارد،اخلاق انتقادی نیز برهمین اساس قابل طرح است.مقاله حاضر با طرح دیدگاه اخلاق انتقادی نزد هابرماس و مقایسه آن با اخلاق پسامدرن با نمایندگی میشل فوكو، آن را بعنوان زمینه ساز حسابداری انتقادی مطرح نموده است.
اخلاق انتقادی باز زیر سئوال بردن اخلاق كهنه و سنتی و با توجه به رشد تكنولوژی معتقد به ایجاد یك نوع اخلاق مبتنی بر دوران جدید و مطابق با نیازهای جدید انسان می باشد.اخلاق انتقادی درحسابداری با زیر سئوال بردن اخلاق حرفه ای كنونی كه مبتنی بر فایده گرایی است اخلاق مبتنی بر كنش ارتباطی را مطرح نموده است ایجاد حسابداری انتقادی نیازمند بستری برای تكامل می باشد .این یافته ها،شواهدی فراهم نمود كه بنظر می رسد اخلاق انتقادی بستری برای ایجاد حسابداری انتقادی باشد.
یادداشت ها
enron
anderson
World com
adelphia
Global crossing
qwest
Fisher&swanson
Jurgen Habermas
Michel foucault
hartwike
mabry
hurobny
mapse
stener
marsella
noreen
Loeb
Iirse & gosh
fleming
velayutham
selzam
Descriptive ethics
Normative ethics
Gafkine
Kant
Utility theory
Principle of utility
leuoture
metanarrative
mcphail
ketze
Self forming activity
Ethical substance
telose
Mode of subjection
Communication action
peusy
Hermeneutic
Return earning
scot
belkoui
فهرست منابع
احمدی،بابك( 1387 )، مدرنیته و اندیشه انتقادی ، تهران، نشر مركز
اعتمادی،حسین، دیانتی دیلمی ، زهر ا ( 1388 تاثیر دیدگاه اخلاقی مدیران مالی بر كیفیت گزارشهای مالی شركتها، فصلنامه اخلاق در علوم و فناوری،شماره 1و 2
بكر،لارنس، ترجمه گروهی از مترجمان ( 1386 تاریخ اخلاق فلسفه غرب، قم، انتشارات موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی
پیوزی،مایكل، ترجمه احمد تدین( 1384 )یورگن هابرماس، تهران، انتشارات هرمس
ثقفی،علی،صیدی،حجت اله ( 1382 )تئوری هنجاری،پلی بین واقعیت و غا یت حسابداری ،
جزنی، جمال خانی( 1386 ) فلسفه اخلاق و فناوری اطلاعات،نشریه پیام مدیریت ، شماره 23 29- و 24 صص 5
رویایی،رمضانعلی،رهنمای رودپشتی،فریدون و حسین جباری( 1388 )تاثیر فرهنگ بر استنباط اخلاقی دانشجویان حسابداری،فصلنامه مدیریت 101- فرهنگی،شماره 5صص 85
رهنمای رودپشتی، فریدون، گودرزی، احمد 1389 )، حسابداری انتقادی از تئوری تا عمل ، ) سومین كنفرانس بین المللی حسابداری و پیشرفت اقتصادی،تهران آذرماه
سرلك،نرگس( 1387 )اخلاق حسابداری،فصلنامه اخلاق در علوم و فناوی،شماره 1و 2
سلزام،هوارد،ترجمه مجید مددی( 1375 )علم اخلاق و پیشرفت،تهران،انتشارات روشنگران
سون،ای،چای، مدلین ، فون ای ترجمه موسی بزرگ اصل و الهه ابراهیمی ( 2003 )، اسلامی ، سكولار یا هردو؟چارچوب اخلاقی مختلط برای حل معضلات حسابداری
طالب نیا،قدرت اله،گودرزی،احمد( 1388 )مقایسه دیدگاههای كوهن و لاكاتو ش در نظریه حسابداری از منظر فلسفه علم،فصلنامه دانش و پژوهش حسابداری، شماره 16
طاهری،محمد رضا( 1374 )، تنگناهای مفاهیم حسابداری، فصلنامه بررسیهای حسابداری ، 17- شماره 10 و 11 صص 5
كوپلند،جیمز،ترجمه كامبیز فرقاندوست و مینو منصور زارع( 2005 )اصول اخلاقی بعنوان یكی از مفروضات بنیادی،فصلنامه دانش و پژوهش - حسابداری، سال 1386 ، شماره 11 صص 18 72- 23 و 68
محمد پور،احمد ( 1389 )روش در روش، تهران ، انتشارات جامعه شناسان
نوذری،حسینعلی( 1386 )نظریه انتقادی مكتب فرانكفورت در علوم اجتماعی و انسانی ، تهران ، نشر آگه
وارنوك،مری،ترجمه ابوالقاسم فنا یی ( 1380 فلسفه اخلاق در قرن بیستم،قم،مركز مطالعات و تحقیقات اسلامی پژوهشكده فلسفه و كلام اسلامی.
Degan,crige(2005)finantial accounting theory.routiedge
Critical ethics as bedrock of critical accounting
Fleming A.M(1996)ethics & accounting education in UK-a professional approach,accounting education VOL.3
GAFFIKIN,MECHAEL(2007)ACCOUNTING THEORY AND PRACTICE:THE ETHICAL DIMENTION, REASERCH ONLINE
Habermas,jurgen(1990),philosophical discourse of modeniti,cambrige,politu polity press
KETZ,EDWARD(2006)ACCOUNTING ETHICS , VOL.2,ROUTIEDGE
Loeb,s.e(1984)a code of ethics for CPA in industry"a survy,the journal of accounting159
Loeb,s.e(1971)a code of ethics & selfregulation journal of accounting policy,3(1) MACPHAIL,KEN & WALTERS, DIANE(2009)ACCOUNTING &BUSINESS ETHICS,ROATLEDGE
Mattessich,richard(1995)critique of accounting,usa.quorum books
Noreen,E(1988)the economic of ethics:a new perspective on agency theory,accounting organization &socity3,4
PERKS,R.W(2003)ACCOUNTING AND SOCITY.WILIY
RIAHIBELKAOUI, AHMED(2000)ACCOUNTING THEORY,THOMSON LEARNING
Scott,dr(1941)the basis for accounting principles,accounting review,14(4).
Velayutham,sivakumar(2003)the accounting prefession code of ethics:is it a code of ethics or a code quility assurance,critical perspective on accounting14
نویسندگان
سعید عسگری
فریدون رهنمای رودپشتی
احمد گودرزی
استادیار دانشگاه ملبورن و مدعو در دانشگاه ابوظبی
استاد و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات، rahnama@iau.ac.ir
دانشجوی دكتری حسابداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم وتحقیقات (مسئول مكاتبات)، Ahmad_good2003@yahoo.com