اولین بانک ایران در عصر هخامنشی

پیداست كه با فرمانروایی كورش اقتصاد ایران

وارد مرحله ی نوین و جهانی خود شد، كه تا

فروپاشی حكومت ساسانیان، روند عمومی

آن كم و بیش دست نخورده ماند.....

                                                    


جهت مشاهده متن کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید..


ادامه نوشته

چند  درس از ناپلئون هیل درباره هدف‌گذاری

در فروش قاعده اصولی وجود دارد و آن قاعده این‌است: قبل از اینکه به دیگران بفروشید، باید به خودتان بفروشید. اگر به کالا و خدمات خود اعتقاد نداشته باشید، بدانید که دیگران هم به خدمات و کالاهای شما اعتقاد نخواهند داشت. اگر دیگران را فریب بدهید و آن‌ها را به معامله‌ای غیر‌منصفانه وادار کنید، باید قبل از همه بر مقاومت درونی خود در برابر انجام دادن کار اشتباه غلبه کنید.


برای مشاهده بیشتر به ادامه مطلب مراجعه نمایید ..


 

ادامه نوشته

مهارت های ضروری برای ارتباطات مردمی

 برای برقرار کردن ارتباط موثر با دیگران نیاز به مهارت‌های مردمی و اجتماعی دارید که در زیر به 8 مورد از ضروری‌ترین این مهارت‌ها اشاره می‌کنیم.


شاید در دید و بازدید های عید به دردتان خورد.آدمها نه‌ تنها دارای شکل‌ها و سایزهای مختلفی هستند، بلکه انواع و اقسام شخصیت‌ها را هم دارند. تفاوت‌های آدمها با همدیگر درست به اندازه شباهت‌های آنها به هم است. برای اینکه بتوانید به بهترین نحو با آدمها ارتباط برقرار کنید، باید با سبک و سیاق خاص هرکدام، زبان خاصشان، حالات و اشارات و سرعت و تن صدای خودشان با آنها ارتباط برقرار کنید.

 جهت مشاهده کامل به ادامه مطلب مراجعه کنید..


ادامه نوشته

حسابداری چیست ؟  هنر یا علم( طنز!!!!!)

با سلام :

حسابداری چه علم باشد و چه فن هیچ فرقی نمی کند و در هر 2 حالت بالایای زیر شامل حال یک حسابدار خواهد شد :

1 - چون با عدد و رقم سر و کار دارید ابتدا عینکی خواهید شد

2 - چون کار فکری است کچل خواهید شد

3 - چون کار بی تحرک بوده و پشت میز نشینی است چاق و خپل خواهید شد

4 - وقتی ترازهایتان نخواند اعصابتان به هم ریخته و سیگاری هم خواهید شد


5 - وقتی سیگاری شدید خود به خود چای خور قهاری هم خواهید شد

حسابداری چیست ؟  هنر یا علم( طنز!!!!!)


گویند در روزگار کهن، در دیاری دور، در مکتب حسابداری میان علمای فن بحثی عظیم درافتاد که : حسابداری چیست؟ علمای مذکور در باب تعریفی از حسابداری سخت اندیشه کردند! لیکن از آنجا که هنوز صنعت چاپ ابداع نگردیده بود و لاجرم کتب و نشریات حسابداری از دسترس این جمع مشتاق به دور! و نیز به دلیل عدم وجود اینترنت و منابع ومجلات آن لاین و دیجیتال و عدم وجود سایتها و وبلاگهای متعدد حسابداری ( به ویژه وبلاگی وزین اینچونین!!) ، این مسئله عظیم همچنان لاینحل ماند و آن جمع مشتاق در حل این معما سرگشته و حیران!
راویان شیرین سخن چنین حکایت کنند که ، علمای حسابداری هنوز غرق حیرت و تفکر در باب تعریف حسابداری بودند که استادی به جمال علم آراسته از باب تقرب ادیان و تقرب اذهان! بانگ همی برداشت که ای جماعت ، حسابداری علم است یا هنر ؟ وبه این شکل بر حیرت و شگفتی جمع بیافزود و همه حیران و سرگردان و البته انگشت به دهان، که علم چیست؟ و هنر کدام است؟ و اصولاً حسابداری به جز از بهر گردآوری مدرکی چند، به چه کار دگرم باز آید؟!! و هرچه به استاد نگریستند و در باب آنکه علم چیست و هنر به چه معناست در بحر تفکر غوطه ور گشتند، هیچ افاقه نکرد!!!
ولذا علمای مذکور تا به امروز در پاسخ به این سوال که بالاخره حسابدرای چیست ؟ و تعریفی ساده از آن بیان نمایید حیران و دل نگران ماندند!!

ادامه مطلب..


ادامه نوشته

مشاغل پردرآمدی که جدی گرفته نمی شوند!!!!

وب‌سايت CareerCast.com در تازه‌ترين مطالبي كه منتشر كرده , به معرفي مشاغلي پرداخته كه اگرچه در بازار كار دست‌كم گرفته شده‌اندولی نه تنها درآمد مناسبي را نصيب كساني كرده است كه به چنين شغل‌هايي مشغول بوده‌اند بلكه چشم‌انداز آينده شان اميدواركننده بوده است.


در دوراني كه بحران‌هاي اقتصادي موجب بسياري از شركت‌هاي بزرگ دست به تعديل نيرو بزنند وجود چنين مشاغلي مي‌تواند گره‌گشاي بسياري از بيكاران باشد. نكته‌اي كه درمورد اين مشاغل بايد در نظر داشت اين است كه همه آنها داراي يك ويژگي مشترك هستند: كسي آنها را جدي نمي‌گيرد! در مطلب زير با هشت مورد از همين شغل‌ها آشنا مي‌شويد؛ شغل‌هايي كه دست‌كم گرفته شده‌اند.


ادامه مطلب..


ادامه نوشته

قورباغه ات را قورت بده!

برایان ترسی نویسنده ی این کتاب راه های اصلی رسیدن به هدف را نشان میدهد.در واقع نوسینده در ابتدا در پی بهترین ها بوده یعنی در هر بخشی از از زندگی با استفاده از یک راه ساده آن هم استفاده از تجارب سایر افراد موفق وبه بهترین سطح مهارت خود را نزدیک کرده است.یکی از دلایل موفقیت این کتاب استفاده از یک مثال ساده برای انتقال مطالب به مخاطب بوده است..در این کتاب هدف بزرگ به خوردن قورباغه تشبیه شده است و این عامل انتقال بهتر مطالب به مخاطب می شود..
درواقع با استفاده از یک مثال ساده فرد می داند در هر مقطعی که قرار میگیرد چه کاری را باید انجام دهد.کار دشوار به خوردن قورباغه تشبیه شده هر چه این کار دشوار تر باشد به همان اندازه قورباغه زشت تر وخوردن آن سخت تر است . برای خوردن این قورباغه باید تلاش کرد با نگاه کردن و منتظر ماندن قورباغه خورده نمیشود.این بدان معناست که برای رسیدن به هدف باید تلاش کرد هر چقدر هدف بزرگ تر تلاش نیز به نسبت بیشتر است..
برنامه ریزی، سرعت داشتن در انجام کار ،تمرکزو تقسیم کار و حذف کارهای بیهوده از جمله عواملی هستند که در نگاه اول از این کتاب میتوان نتیجه گرفت .نویسنده در این کتاب 21عامل جمع بندی کرده که با انجام انها راه رسیدن به هدف هموار میشود.

تنها تمرین هر روزه این کار ها اس که میتواند انسان را به هدف نزدیک تر کند.

ادامه نوشته

ضرب المثل های حسابداری و حسابرسی

- حسابرس بی‌کار، خواب تایم‏شیت می‏‏بینه!

2- بالاتر از علی‏‏ الراس که تشخیص نیس!

3- به مردود می‌گیره تا به مشروط راضی شه!
4-چه علی‏‏ الراسیه كه ممیزش هم گريه مي‏‏كنه!

5-حسابدار دست‏‏پاچه مالیات رو دو برابر می‌کنه!

6- انبار رو آخر زمستون می‏‏شمارن!

7-..


ادامه نوشته

تست انتصاب کارکنان

برای اینکه تشخیص دهید کارمندان را بهتر است در کدام بخش به کار بگمارید:
۵۰۰ عدد آجر در اتاقی بگذارید و کارمندان جدید را به آن اتاق هدایت نمایید.
آنها را ترک کنید و بعد از ۸ ساعت بازگردید.
سپس موقعیت ها را تجزیه و تحلیل کنید:
اگر دارند آجرها را می شمرند، آنها را در بخش حسابداری بگذارید.
اگر از نو (برای بار دوم) دارند آجرها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی بگذارید.
اگر همه اتاق را با آجرها آشفته کرده اند، آنها را در بخش مهندسی بگذارید.
اگر آجرها را به طرزی فوق العاده مرتب کرده اند، آنها را در بخش برنامه ریزی بگذارید.
اگر آجرها را به یکدیگر پرتاب می کنند، آنها را در بخش اداری بگذارید.
اگر در حال چرت زدن هستند، آنها را در بخش حراست بگذارید.
اگر آجرها را تکه تکه کرده اند، آنها را در قسمت فناوری اطلاعات بگذارید.
اگر بیکار نشسته اند، آنها را در قسمت نیروی انسانی بگذارید..
اگر سعی می کنند آجرها ترکیب های مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی بیشتری می کنند و هنوز یک آجر هم تکان نداده اند، آنها را در قسمت حقوق و دستمزد بگذارید.
اگر اتاق را ترک کرده اند، آنها را در قسمت بازاریابی بگذارید .
اگر به بیرون پنچره خیره شده اند، آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک بگذارید.

اگر بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن آجرها با یکدیگر در حال حرف زدن هستند، به آنها تبریک بگویید و آنها را در قسمت مدیریت قرار دهید

ضرب المثل های حسابداری و حسابرسی

- حسابرس بی‌کار، خواب تایم‏شیت می‏‏بینه!

2- بالاتر از علی‏‏ الراس که تشخیص نیس!

3- به مردود می‌گیره تا به مشروط راضی شه!

4-چه علی‏‏ الراسیه كه ممیزش هم گريه مي‏‏كنه!

5-حسابدار دست‏‏پاچه مالیات رو دو برابر می‌کنه!

6- انبار رو آخر زمستون می‏‏شمارن!

7- آسوده كسيه كه موسسه نداره/ از بیمه و مالیاتش خبر نداره!

8- آسوده كسيه كه موسسه نداره/ از کنترل کیفیش خبر نداره!

9- سهامدار عمده كه دو تا شد، شرکت یا منحل می‏‏شه یا ورشکست

10- انجمن‏‏های حسابداری هفت دست، بالندگی و ارتقا هیچی

11- اون قدر ممیز دیده که حسابدار شده

12- از اين سمینارها‏‏ی حسابداری كسي معجز نمی‌بینه

13- از گير حسابرس در اومد، گير ممیز افتاد

14- استانداردهای ترجمه‌شده رو که دیگه براش هورا نمی‏‏کشن!

15- اگه سرهم‏‏بندی کتاب شاخ بود، فلاني شاخش به‏‏ آسمون مي‏‏رسيد!

16- به مشاور مالی گفتن بساطتو جمع كن، دستشو گذاشت دم دهنش!

17- براي يك ناحسابرس، در جامعه رو نمي‏‏بندن!

18- از بندهای گزارش كم كن و بر کیفیت گزارش افزا!

19- حسابداری، اختياري!!!

20- حسابرسی مفت نمي‌شه، ممیزم دوست نمي‌شه!

21- یک مناقصه و چهل حسابرس!

22-یک حساب راست تو حساباش نیست!

23-کار در سازمان (حسابرسی) و ما گرد جهان می‏‏گردیم!

24- وفاداری مدار از مختلسان/ که هر دم با سیاسیون سرایند!

25- رشوه که از در وارد شه، بندها(ی حسابرسی) از در دیگه می‌ره بیرون!

26- هیچ نرخ‏‏شکنی بی‏‏حکمت نیست!

27- حسابدار رسمی نشده، موسسه‏‏ دار شد!

28- تقلب چشمه‌ی زاینده است و دولت پاینده!

29- هزار تا حساب می‏‏سازه یکیش کتاب نداره!

30- هر کی گزارش می‏‏فروشد/ مشتری با وی بجوشد

31- هر حساب‏‏سازی یه دادگاه‌بازی هم داره!

32- زدست این تورم داد و بیداد/ هر آن‌چه دیده بیند دل که می‏‏خواد      

نویسم نامه‏‏ای به مرکزی بانک/ بخواهم تا دلار هم گردد آزاد!

33- حسابدار بی‏کار، خواب تنخواه می‏بینه!

جمع اعداد یک محدوده حاوی خطا

شاید این موضوع را متوجه شده باشید که اگر به هر تابعی در اکسل یک خطا به عنوان ورودی بدهیم ، خروجی آن تابع خطا خواهد شد .

برای رفع این مشکل می توان از فرمول های برداری به طریقه زیر بهره گرفت .

نکته : پس از نوشتن فرمول به جای اینتر ، Ctrl + Shift+ Enter را همزمان بزنید

=SUM(IFERROR(D2:D5;""))

در ضمن تابع IFFERROR  که در بالا استفاده شده در اکسل 2007 و بالاتر موجود است اگر از اکسل 2003 استفاده می کنید باید از فرمول زیر استفاده نمایید .(حتما در انتها کلید های Ctrl+Shift+Enter را بزنید)

=SUM(IF(ISERROR(D2:D5),"",D2:D5))

در صورتی که در فهم این مطلب با مشکل مواجه شدید در قسمت نظرات مطرح کنید .

همچنین اگر روش های دیگری برای اینکار مد نظرتان است در قسمت نظرات با دیگران به اشتراک بگذارید.

کابرد نرم افزار EXCEL در حسابداری

میخوام یه توضیح مختصری در مورد نرم افزار EXCEL   و كاربرد آن در حسابداری بدم امید وارم مورد استفاده قرار بگیره .

فكر میكنم نرم افزارهای مالی هر چقدر هم كه پیشرفته باشند باز هم نمیتونن گزارشات مالی مورد نیاز ما رو اونجوری كه ما میخوایم تهیه و ارائه كنند . نرم افزار EXCEL بعنوان یك نرم افزار واسطه بدلیل انعطاف پذیر بودنش در تهیه گزارشات مالی ، یكی از نرم افزار های مهم و كاربردی برای حسابدارن به شمار میاد  كه یادگیری اون برای یك حسابدار میشه گفت از اهم واجبات است بطوریكه تقریباً تمامی نرم افزارهای جدید حسابداری به نوعی درقسمت تهیه گزارشات پس از تهیه گزارش این امكان رو به شما میدن كه اونها رو به نرم افزار EXCEL منتقل كنید تا بتونید اصلاحات و تجزیه و تحلیل بهتری رو داده ها انجام بدید .
در واقع نرم افزار EXCEL با تهیه كاربرگ های نیمه هوشمند به راحتی میتونه جایگزین خوبی برای كاغذ و قلم بشه و اطلاعات و گزارشات مفید و قابل فهم تری رو ارائه كنه البته باتوجه به دقت ، سرعت و زیبایی كه به تهیه گزارشات میده اصلاً قابل مقایسه نیست  .
شاید در ابتدا كمی كار با اون سخت باشه ولی به مرور با روان شدن دست شما و آشنایی بیشترتون با برنامه ، میان برها و فرمول های اون ضمن بالا بردن سرعتتون دقت شما رو تا میزان 100% بالا میبره خلاصه اینكه یاد گیری این برنامه رو به تمام كسانی كه میخوان به نوعی این رشته رو بصورت حرفه ای دنبال كنن به شدت توصیه میكنم .


موفق و پیروز باشید



هفت اصل بیل گیتس


بیل گیتس»، رئیس «مایکروسافت»، در یک سخنرانی در یکی از دبیرستان‌های آمریکا، خطاب به دانش‌آموزان گفت: «در دبیرستان خیلی چیزها را به دانش‌آموزان نمی‌آموزند». او هفت اصل مهم را که دانش‌آموزان در دبیرستان فرا نمی‌گیرند، بیان كرد.


به گزارش ایسنا، اصول بیل گیتس به این شرح است:

اصل اول: در زندگی، همه چیز عادلانه نیست، بهتر است با این حقیقت کنار بیایید.

اصل دوم: دنیا برای عزت نفس شما اهمیتی قایل نیست. در این دنیا از شما انتظار می‌رود که قبل از آن‌که نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشید، کار مثبتی انجام دهید.

اصل سوم: پس از فارغ‌التحصیل شدن از دبیرستان و استخدام، کسی به شما رقم فوق‌العاده زیادی پرداخت نخواهد کرد. به همین ترتیب قبل از آن‌که بتوانید به مقام معاون ارشد، با خودرو مجهز و تلفن همراه برسید، باید برای مقام و مزایایش زحمت بکشید.

اصل چهارم: اگر فکر می‌کنید، آموزگارتان سختگیر است، سخت در اشتباه هستید. پس از استخدام شدن متوجه خواهید شد که رئیس شما خیلی سختگیرتر از آموزگارتان است، چون امنیت شغلی آموزگارتان را ندارد.

اصل پنجم: آشپزی در رستوران‌ها با غرور و شأن شما تضاد ندارد. پدر بزرگ‌های ما برای این کار اصطلاح دیگری داشتند، از نظر آنها این کار «یک فرصت» بود.

اصل ششم: اگر در کارتان موفق نیستید، والدین خود را ملامت نکنید، از نالیدن دست بکشید و از اشتباهات خود درس بگیرید.

اصل هفتم: قبل از آنکه شما متولد بشوید، والدین شما هم جوانان پرشوری بودند و به قدری که اکنون به نظر شما می‌رسد، ملال‌آور نبودند

حسابداری ذهنی!


حسابداری ذهنی، مطالعه موضوع چگونگی تفسیر افراد از اطلاعات برای اتخاذ تصمیم براساس تجزیه و تحلیل آنها از تاثیر حوادث رخ داده در ذهنشان می‌باشد ‌که ممکن است از اصل عمومی ‌منطقی بودن تخطی شود. حسابداری ذهنی شناخت بیشتر روانشناسی انتخاب است. در حسابداری ذهنی ما به دنبال درک توضیح اثرات احساسات انسانی در فرایند تصمیم‌گیری هستیم. انسان‌ها تمایل به نگهداری حوادث خاص در ذهن خود به صورت تصورات دارند، این تصورات برخی مواقع بیشتر از خود حوادث روی تصمیم‌گیری افراد اثر می‌گذارد. حسابداری ذهنی مجموعه‌ای است از عملیات آگاهانه که توسط فرد و خانوارها برای سازماندهی‌، ارزیابی و ردیابی فعالیت‌های مالی مورد استفاده قرار می‌گیرد. برای آشنایی بیشتر با مقوله حسابداری ذهنی به مثال زیر توجه کنید: شخصی یک ژاکت ترمه را به قیمت 125 هزار ریال در یک فروشگاه می‌پسندد، اما او به دلیل این‌که احساس می‌کند خرید نامعقول است از خرید ژاکت منصرف می‌شود. ماه بعد این ژاکت را از همسرش به عنوان هدیه تولد دریافت می‌کند. او و همسرش حساب‌های بانکی مشترک دارند با این وجود شخص احساس رضایت کامل دارد. تحلیل حسابداری ذهنی به این صورت است که شخص در ذهن خود این تصور را دارد که اگر خودش ژاکت را خریداری می‌کرد علاوه بر125 هزار ریال‌، هزینه ذهنی و اجتماعی ولخرج بودن را نیز پرداخت می‌کرد. درصورتی که دلیل هدیه تولد، دلیل قابل قبولی برای احساس رضایت کامل می‌باشد. بیشتر نظریه‌های اقتصادی بر این اساس بنا شده‌اند که افراد در مواجه با رویدادهای اقتصادی به صورت منطقی عمل می‌کنند‌، اما افراد در تصمیم‌گیری‌های خود بر‌اساس مدل‌های منطقی و اقتصادی عمل نمی‌کنند. فرض کنید فردی در قرعه‌کشی بانک ملت یک میلیون ریال برنده شود شادتر است یا فردی که در قرعه‌کشی بانک ملت 2 بار و بار اول 300 هزار ریال و و بار دوم 700 هزار ریال برنده شود‌؟ طبق تئوری مطلوبیت و منطق هر دو یک میلیون ریال برنده شده‌اند و هیچ تفاوتی نمی‌کند‌، اما طبق حسابداری ذهنی فردی که 2 بار برنده شده شادتر است؛ زیرا موفقیت‌های متوالی باعث امیدواری فرد در موفقیت‌های بعدی می‌شود. شاید بهترین راه برای تعریف حسابداری ذهنی مقایسه آن با حسابداری مالی و حسابداری مدیریت باشد. همان‌گونه که می‌دانید حسابداری مالی به ثبت‌، طبقه‌بندی رویداد‌های مالی در دفاتر و گزارشگری نتایج می‌پردازد و حسابداری مدیریت با استفاده از این اطلاعات و سایر اطلاعات اجتماعی و... به تصمیم‌گیری و کنترل فعالیت شرکت می‌پردازد. در حسابداری ذهنی نیز افراد خانوار چنین ثبت وقایع مالی و تجزیه و تحلیلی را به منظور تحت کنترل درآوردن مخارج خود انجام می‌دهند. حسابداری مالی شامل استانداردها و رویه‌های متعددی می‌باشد که طی سال‌ها به ثبت رسیده است. اما برای حسابداری ذهنی قوانین مشابهی وجود ندارد ‌و تنها می‌توان از طریق مشاهده رفتار افراد قوانینی استنتاج کرد. حسابداری ذهنی ترکیبی از اقتصاد‌، حسابداری و روان‌شناسی است و بیشتر به حسابداری نزدیک است. عناصر اصلی حسابداری ذهنی‌: به اعتقاد تالر حسابداری ذهنی سه عنصر اصلی دارد: 1- عنصر اول به چگونگی دریافت نتایج‌، آزمون آنها‌، چگونگی تصمیم‌گیری براساس نتایج آزمون شده و در نهایت به ارزیابی تصمیمات اتخاذ شده می‌پردازد. 2 - عنصر دوم مستلزم تخصیص فعالیت‌ها به حساب‌های خاص می‌باشد. 3 - عنصر سوم به میزان ارزیابی حساب‌ها می‌پردازد. به عنوان مثال، شخصی قصد داشت یک روتختی بخرد، او به یک فروشگاه بزرگ رفت و به دنبال مدل مورد علاقه‌اش بود. روتختی‌ها در سه اندازه 1، 2 و 3 و قیمت آنها به ترتیب200000‌، 2500000 و 300000 ریال بود. اما در یک حراجی قیمت هر‌کدام از آنها بدون توجه به اندازه 150000ریال بود. دریافت این اطلاعات، دریافت نتایج است. شخص این نتایج را در ذهن خود مورد آزمون قرار می‌دهد و درنهایت تصمیم به خرید روتختی اندازه 3 از حراجی به قیمت150000ریال می‌گیرد (عنصر اول). با خرید این روتختی شخص به اندازه مابه‌التفاوت قیمت خریداری شده و قیمت واقعی روتختی (150000-300000) در ذهن خود یک حساب سود باز می‌کند (عنصر دوم). با این‌که روتختی از اطراف تخت آویزان بوده‌، شخص احساس رضایت کامل می‌کند (عنصرسوم). بسته به ارزیابی شخص این احساس رضایت به صورت روزانه‌، هفتگی، ماهانه یا سالانه باقی می‌ماند. چون تصمیم‌گیری‌ها در شرایط عدم اطمینان انجام می‌شود و ارزیابی‌های افراد از حساب‌های خاص متفاوت است. حسابداری ذهنی و تعمیم افراطی‌: به روشنی قابل درک است که افراد با همه پول‌هایشان به یک شکل رفتار نمی‌کنند، افراد برای هر پولی که خرج می‌کنند حساب‌های مختلفی در ذهنشان باز می‌کنند و پول وقتی خرج می‌شود نمی‌تواند نادیده گرفته شود. برخی مواقع افراد با ایجاد حساب‌های ذهنی تعمیم افراطی می‌کنند. به مثال زیر توجه کنید: یک زوج برای ماهیگیری به شمال کشور مسافرت می‌کنند. آنها مقداری ماهی قزل‌آلا می‌گیرند و بسته‌بندی می‌کنند و از طریق هواپیما به منزلشان می‌فرستند. در نقل و انتقال بسته مفقود می‌شود. آنها از هواپیمایی 300000 ریال خسارت دریافت می‌کنند. پس از دریافت این پول آن زوج به یک رستوران مجلل می‌روند و برای یک وعده شام 225000 ریال از این پول را خرج می‌کنند. در حالی که آنها قبلاً هرگز این مبلغ را برای شام در یک رستوران خرج نمی‌کردند. یک توصیف برای این رفتار این است که خرج کردن مبلغ زیادی از پولی که خارج از درآمدشان نصیب آنها شده یک تعمیم افراطی است (با وجود احساس رضایت کامل در افراد) معمولاً افراد پول‌های باد‌آورده را در مصرف‌های مجلل خرج می‌کنند. در حالی که ممکن است افراد هرگز از محل درآمد‌های جاریشان چنین مصرف‌هایی انجام ندهند. حال اگر این زوج به جای رفتن به رستوران یک کت به مبلغ 225000 ریال از محل خسارت دریافت شده خریداری می‌کردند، تاثیر تعمیم افراطی حساب ذهنی ممکن است نقصان یابد.

سخن بزرگان حسابداری

روش دفتر داری بدهكار و بستانكار (دوطرفه) و یا به زعم برخی ایتالیایی، آنقدر منظم و دقیق است كه بازرگان را در هر لحظه از داده ها و ستانده های حاصل از انجام معاملات آگاه می سازد.


(Hatton) هاتون - 1695

طنز حسابداری

به نقل از وبلاگ حسابدار خبره

تو بخوان قصه مردان حساب و عدد و سود و زیان و قلم و ثبت و سیاق، کز همان روزهای نوروز در انبار بمانند و بگیرند و ببندند و شمارند و نویسند دو صد مشق در آن دفتر پیچیده به قیطان، که اگر خط بخورد یا که شود دیر، بهراسند از آن هیبت آن هیات سه مرد قلندر، همان هیات تشخیص علی الراس و اگر مانده حسابی نشود جمع، بر سر و صورت خود جمله بکوبند و دو صد لعن فرستند بر آن مرد ونیزی، همان لوکه پاچولی، که همه تی اکانت و دو طرف ثبت حساب از کرامات و افاضات هموست.

آن دگر خرده بگیرند از آن دسته اول که چرا آن ننوشتی و دگر چیز نوشتی که اگر این بشود شرط و شروط است و عدم، رد نظر.

هرگه این مرد سیه روز شود دیر به خانه، بخرامد به اتاقی و چپد زیر لحافی که بماند ز امان از خم ابروی زن و طعنه فرزند، که چه شد سهم تو از آن همه اعداد که بنوشتی و زدی جمع و چه شد وعده دریا و لب آب و نه حتی دو قدم پارک. این چه حرفه ست که نه چون کله پزان صنفی و جایی و نه چون آن مرد قدم رنجه به بازار مالی و منالی و نه یک باغ و حیاطی، که اگر یار برفت و تو در سوگ نشینی، آن جنازه تو به غسال سپاری که گزارش سر موقع توبه مجمع برسانی.

پس بگفتا گنهم چیست که جز این حرفه ندانم. این حرفه همان حرفه محبوب جهان است که در این دیر خریدار ندارد. من نه آن میرزا نویس در دکان و دم حجره ی آن بی هنرم، من دگر ممبر آن آیفک بین المللم.

آخر قصه: آخر قصه همه غصه و بس ناله نی که خراج دولت از آن سود به توافق به سر آید و در آن مجمع غدار بخورند و بگفتند و شنودند و دو صد سود و دو پاداش به تقسیم سپردند و ندیدند از پس پرده ی اعداد و رقم، آن همه خون جگر، دربدری، سوته دلی.

حسابداری هالیوودی

حسابداری هالیوودی به روش حسابداری غیر شفافی گفته می شود که فیلم سازان هالیوود برای بودجه بندی و ثبت درآمدها و هزینه های تولیدات خود به کار می برند دراین روشها عمدتا هزینه ها به صورت متورم ثبت می شوند تا سود را کاهش دهند یا حتی آن را به زبان تبدیل کنند با این کار مبالغی که قرار است برمبنای رقم سود خالص به اشخاص دیگر پرداخت شوند کاهش می یابد . جان دی ، مک دولاند در رمان خود با نام «سقوط آزاد در قرمز به رنگ خون»(1981) از زبان شخصیت داستان درباره ی حسابداری هالیوودی چنین می گوید:

عزیزم این یک صنعت است! آدم های خلاق واقعی حسابداران هستند یک استودیوی بزرگ پس از آن که سه بار هزینه ها را بالا و پایین کرد، نیمی ازسود را بالا کشید بیست درصد سود به عنوان سربار، سی در صد سود به عنوان هزینه ی بخش ، به علاوه اجاره بها و ...

حسابداری هالیوودی به شیوه های گوناگونی می تواند انجام شود در یک شیوه شرکت هایی وابسته به مالکان اصلی استودیوها ایجاد بخش هایی از کارهای تولید و پخش فیلم به آن ها سپرده می شود با این روش مبالغ قابل ملاحظه ای از سود فیلم های ساخته شده از راه مبالغ متورم پرداختی به این شرکت های وابسته بیرون کشیده می شود این شیوه می تواند دامنه ای از طرح های متقلبانه ی ساده تا بسیار پیچیده را در برگیرد.

سه گونه ی اصلی هزینه ها که تا حد امکان متورم می شوند تا مبلغ سود به پایین ترین اندازه ی ممکن کاهش داده شود عبارت اند از:

سربار تولید-: استودیوهای فیلم سازی به طور میانگین سربار تولید را با استفاده از رقمی نزدیک به 15 درصد از کل هزینه های تولید محاسبه می کنند.

سربار پخش: معمولا نزدیک به 30 درصد فروش گیشه به پخش کنندگان پرداخت می شود.

سربار بازاریابی: استودیوها معمولا برای تعیین این مبلغ نزدیک به 10 درصد هزینه ای تبلیغات را مبنای محاسبه قرار می دهند.

همه ی موارد بالا بیانگر این است که محاسبه ی هزینه ی سربار در صنعت تولید فیلم بسیار بحث برانگیز است یعنی در واقع همه ی درصدهای یاد شده بدون مبنای قابل اتکا و استاندار منطقی به کار می روند.

به دلیل به کار گیری حسابداری هالیوودی برآورد می شود تنها نزدیک به 5 درصد فیلم ها سود خالص حسابداری گزارش می کنند و فیلم های پرفروشی هم چون مرد بارانی ، فارست گامپ، بت من،هری پاتر و محفل ققنوس،..

برروی کاغذ زیان ده بوده اند، از این رو ، بیشتر چهره های نام دار هالیوود بخش متغیر دستمزد خود را به جای سود خالص بر مبنای درآمد ناخالص توافق می کنند. در این رابطه ادی مورفی کمدین نام دار هالیوود سود خالص را سود میمونی نامیده و گفته است: فقط احمق ها مبلغ سود خالص را در قرارداد خود به عنوان مبنای محاسبه ی دستمزد می پذیرند!

به عنوان مثال مایکل مور کارگردان فیلم فارینهایت 11/9 که برنده جایزه ی نخل نطلایی بهترین فیلم جشنواره کن 2004 شده برعلیه تهیه کنندگان این فیلم – باب و هاروی وینستین – اقامه ی دعوی کرد. مور مدعی شد که آنان با حساب سازی و گزارش زبان حسابداری ، بخش متغیر دستمزد او برمبنای سود خالص را بالا کشیده اند . جالب است بدانید که فروش این فیلم بیش از 200 میلیون دلار و هزینه ی تولید آن تنها 6 میلیون دلار بود!

وینستون گروم ، نویسنده ی رمان فارست گامپ نیز که بخشی از حق تالیف خود برای فیلم فارست گامپ را برمبنای درصدی از سود خالص توافق کرده بود ، به دلیل گزارش زیان حسابداری برای این فیلم، نتوانست آن مبلغ را دریافت کند این فیلم نیز فروش خیره کننده ای نزدیک به 700 میلیون دلار داشت و هزینه های تولید آن تنها 55 میلیون دلار بود!

حسابداری هالیوودی به روش حسابدا ری غیر شفافی گفته می شود که فیلم سازان هالیوود برای بوجمه بندی و ثبت درامدها و هزینه هیا تولیدات خود به کار می برند

حسابداری هالیوودی محدود به فیلم های سینمایی نمی شود به عنوان مثال، مجموعه ی تلویزیونی بابل 5 ساخته ی جی. میشل استراچینسکی ، محصول شرکت برادران وارنر ، مجموعه دنباله داری بسیار موفق در سال های پایانی سده ی بیستم بود. این مجموعه که از 1993 تا 1998 در پنج فصل تولید شد، نزدیک به یک میلیارد دلار حق بخش تلویزیونی و 500 میلیارد دلار فروش دی وی دی را نصب آن شرکت کرد. استراچینسکی کارگردان این مجموعه و نویسنده ی نزدیک به 90 درصد از قسمت های آن ، می توانست درآمدی بی نظیر از سود این مجموعه به دست آورد. اما در صورت سود و زیانی که شرکت برادران وارنر در پایان سال پنجم به وی ارائه کردند، نتیجه ی نهایی 80 میلیون دلار زیان بود! استراچینسکی در این رابطه به سخره گفت بر مبنای قرارداد من اگر فیلمی از شرکت برادران وارنر در بوتسوانا کشوری درجنوب افریقا – نیز با ناکامی روبرو می شد ، آنان می توانستند هزینه های آن فیلم را از سود مجموعه تلویزیونی بابل 5 کم کنند!


برگرفته از مجله حسابدار